تبلیغات
دنیایه زیبایه من - مصاحبه + عکس

دنیایه زیبایه من

زندگیه زیبا و عاری از هرگونه زشتی و بدی حقه همه ماست.


شهرام محمودی‌: شام آخر را با ولاسکو خوردیم، اما خدا کند برگردد/ معدنی بارها به‌خاطر بهنام مرا از تیم‌ملی خط زد

والیبال - محمودی می‌گوید: «من وقتی می‌بینم که پیرمرد 70 ساله به سالن آمده و با پرچم ایران در حال تشویق است، غیرتی می‌شوم.»

فرهاد عشوندی - مرتضی رضایی / متولد سال 67. شهرام، برادر بهنام. ابتدا به‌خاطر اینکه زیر سایه بهنام قرار داشت، خیلی اذیت می‌شد اما حالا شرایط بهتر است و دیگر کسی نمی‌تواند حتی این‌طور فکر کند که دعوت شدن شهرام محمودی به تیم‌ملی به‌خاطر برادرش است. شهرام جاه‌طلب است و کمی هم زودرنج. او اصلاً توقع نداشته که در مرحله انتخابی از تیم‌ملی خط بخورد. بدون تعارف می‌گوید‌: «خیلی ناراحت شدم. واقعاً در روحیه‌ام تأثیر گذاشته بود اما بهنام یک حرفی به من زد که بعد‌ها به خوبی آن را درک کردم. او به من گفت باید آنقدر خوب باشی که به دنبالت بیایند. اختصاصی تمرین می‌کردم و زحمت‌کشیدم. خوشحالم که خیلی زود آن روزهای سخت را به باد فراموشی سپردم.» نوستاره تیم ولاسکو در این گفت‌وگو درباره همه چیز حرف می‌زند. از اینکه همان اول به والیبال علاقه داشته تا امیدواری‌‌اش برای اینکه مسئولان فدراسیون ولاسکو را در ایران نگهدارند‌: «ولاسکو رفته‌؛ اما خدا کند برگردد.»
*از دو بازی با مصر و ژاپن شروع می‌کنیم. به نظر این بازی‌ها به شما خیلی چسبید. اتفاقاً خوش‌قدم هم بودید و ایران برای نخستین بار توانست به لیگ جهانی صعود کند.
بهتر از این نمی‌شد. واقعاً به من یکی که خیلی چسبید.
*مهم‌تر از این اتفاق‌؛ این بود که شهرام محمودی به یک پدیده برای تیم‌ملی بدل شد.
می‌دانید این ولاسکو و تفکراتش خیلی پیچیده هستند. خودم هم نمی‌دانم اصلاً چی شد که دوباره به تیم‌ملی دعوت شدم.
*قبل از انتخابی المپیک ولاسکو گفته بود آماری که از رضا قرا در تمرینات داشتیم، بهتر از محمودی بود. به همین دلیل قرا را به تیم‌ملی دعوت کردیم.
بالاخره نظر ولاسکو محترم است اما باید قبول کرد که در خیلی از جاها نمی‌توان به آمار بسنده کرد. گاهی اوقات شرایطی پیش می‌‌آید که آمارها به ضرر افراد تمام می‌شود.
* در هر حال مربی بزرگی مثل ولاسکو حساب همه چیز را می‌کند.
بله این را دقیقاً قبول دارم. ولاسکو یک مربی کاملاً حرفه‌ای است و براساس همین تفکرات حرفه‌ای تصمیم‌‌گیری می‌کند.
*تو برادر بهنام محمودی هستی. بازیکنی که سال‌ها در تیم‌ملی والیبال ستاره بود. این اتفاق به تو کمک می‌کند یا عمل عکس دارد؟
قبلاً خیلی اذیتم می‌کرد. همه می‌گفتند که من زیر سایه بهنام قرار دارم. مثلاً حسین معدنی من را بارها و بارها به‌خاطر بهنام خط می‌زد. معدنی و بهنام مثل برادر هستند.
*بعد از برد اول مقابل ژاپن یکی از خبرنگاران از ولاسکو پرسید که فکر نمی‌کنید اشتباه کرده بودید که در انتخابی المپیک به جای محمودی، قرا را به مسابقات بردید که واکنش ولاسکو این بود‌: «نمی‌خواهم در آن مورد حرف بزنم.»
من خیلی ناراحت بودم اما شاید آن زمان مسائل دیگری را در نظر گرفته بوده‌اید. باید بگویم که واقعاً حیف شد ایران به المپیک نرفت. آن هم یک اتفاق بود که حالا تمام شده است.
*ولاسکو در کل آدم مقرراتی است و خیلی‌ها این ویژگی‌‌اش را یکی از دلایل موفقیتش عنوان می‌کنند.
ما 10 روز در اسلوونی بودیم. او اجازه نمی‌داد از هتل تکان بخوریم. آنقدر غذاهای هتل را خورده بودیم که یک روز هوس کردیم به داخل شهر برویم. ولاسکو حتی اجازه این کار را هم به ما نداد. گفت کسی حق ندارد از هتل تکان بخورد. به‌هر‌حال این هم از ویژگی‌‌های اخلاقی ولاسکو است. خود بچه‌ها هم رعایت می‌کردند و به تصمیمات او احترام می‌گذاشتند.
*چرا سال‌های قهرمانی برای والیبالیست‌ها کم است؟
این اتفاق فقط در ایران می‌افتد. اگرنه در خارج از ایران ورزشکاران تا 35 سالگی بازی می‌کنند. بهنام ما هم اسیر همین تفکرات شد. البته زانوهای بهنام هم آسیب دیده بودند ولی درکل قبول دارم که سن قهرمانی در ایران زود به پایان می‌رسد.
*تو در روز آخر قبل از انتخابی خط خوردی اما پس از دعوت شدن دوباره خیلی‌ها از ولاسکو انتقاد کردند که چرا شهرام محمودی را به تیم‌ملی دعوت کرده است. آنها انتظار داشتند عندلیب و یا حتی بازارگرد به تیم‌ملی دعوت شود اما توآمدی و شدی ستاره تیم ولاسکو.
همیشه از این انتقادات وجود دارد و این یکی از مشکلات ورزشکاران است. خیلی از این انتقادات نابجاست. خدا را شکر می‌کنم که آمدم و جواب اعتماد ولاسکو را دادم. او بازی من را قبول دارد و فکر می‌کنم دوست دارد در شرایط حساس از من استفاده کند.
*فکر می‌کردی که در تیم ولاسکو به یکی از مهره‌های ثابت تبدیل شوی؟
نه اصلاً فکرش را نمی‌کردم اما از وقتی که خودم را شناختم همیشه جاه‌طلب بوده‌ام. او جای من را با غفور عوض کرد و همه چیز را خود شما دیدید.
*بهنام تا به حال به تو کمکی کرده؟ به نظرت راهنمایی‌‌های او استرس تو را بیشتر نمی‌کرد.
استرس که همیشه وجود دارد اما بهنام چیزهای ریز را به من یاد می‌داد. چیزهایی که خیلی از بچه‌ها در موردش می‌گفتند «آخر این چه نکاتی است؟ همه ما که این‌ها را بلد هستیم» اما وقتی در مسابقات نکاتی که بهنام به من گوشزد کرده بود را اجرا می‌کردم، آنها از حرف خود پشیمان می‌شدند. الان می‌فهمم برادرم چیزهای بزرگی به من یاد می‌داد که خیلی‌ها از کنار آن به راحتی عبور می‌کردند.
*تو بهتری یا بهنام؟ البته این را هم در نظر بگیر که او در زمانی چهره شد که والیبال تا این اندازه شناخته شده نبود.
بهنام واقعاً ستاره بود. او تجربه‌ای نداشت و کسی هم پشتوانه‌‌اش نبود. آن زمان پولدار هم نبود که بگویم اگر والیبالیست نمی‌شد، می‌توانست شغل دیگری را انتخاب کند. خیلی سخت بود اما او قوی بود و رفت تا رسید به تیم‌ملی. فکر می‌کنم او در کمتر از یک سال به تیم‌ملی بزرگسالان رسید. البته باید بگویم که خدا بهنام ما را دوست داشت.
*تو به‌خاطر برادرت والیبالیست شدی، یا اینکه ....
من از بچگی والیبال را دوست داشتم. یادم هست چهارم ابتدایی بودم که در مسابقات مدارس به عنوان بهترین دریافت انتخاب شدم.
*چه اتفاقی افتاد که شهرام محمودی نوستاره والیبال ایران شد.
من این حرف را اصلاً قبول ندارم. چون در لیگ واقعاً زحمات زیادی کشیدم و در آسیا بهترین اسپکر شدم. من یک‌دفعه رو نشدم و برای چهره شدن واقعاً زحمت ‌کشیدم. روزی که خط خوردم، به خانه آمدم و خیلی ناراحت بودم. من در کاله فیکس بودم و رضا ذخیره‌ام بود. بهنام به من گفت فدای سرت و گفت روزی مجبور می‌شوند به تیم‌ملی دعوتت کنند.
*و این اتفاق افتاد...
بله. حرف بهنام روی من تأثیر زیادی گذاشت. تمرینات اختصاصی خودم را شروع کردم. یاد حرف‌‌های بهنام می‌افتادم که می‌گفت باید بیایند دنبالت. خدا را شکر می‌کنم که آن روزهای سخت را پشت‌سر گذاشتم.
*دو بازی با ژاپن تهران سخت بود یا بازی در مصر؟
دو تا برد مختلف بود و اصلاً نمی‌توان با هم مقایسه کرد. مصری‌ها از بدو ورود ما به کشورشان جنگ روانی را شروع کردند. 5 ساعت در فرودگاه معطل شدیم و اگر رابطه‌هایی که ولاسکو داشت نبود، باید در فرودگاه می‌خوابیدیم. او به یکی از دوستانش در فیبا زنگ زد و کارها را درست کرد. بعد از این اتفاق به ما سالن تمرین ندادند. پس از اینکه اعتراض کردیم، یک سالن کاراته را به ما اختصاص دادند. سالنی که متروکه بود و کاملاً مشخص بود همین‌طوری داده بودند تا ما تمرین کنیم. البته این کارشکنی آنها انگیزه ما را بیشتر کرد. بچه‌ها همه تصمیم گرفته بودند تا درس خوبی به مصری‌ها بدهند. ما قرار گذاشتیم تحقیرشان کنیم تا یاد بگیرند که از دوره‌های بعد چطور با ایرانی‌ها رفتار کنند.
*تهران و بازی با ژاپن چطور؟
تهران خیلی سخت بود. ما در رختکن بودیم که احساس می‌کردم سقف دارد روی سرمان خراب می‌شود. خودش استرس ما را زیاد کرده بود. اگر یک ست را به ژاپن می‌دادیم، آبرویمان می‌رفت. با این تماشاگران بردن والیبال ایران در تهران کار هر تیمی نیست. آنها یاد گرفته‌اند که چطور ما را تشویق کنند.
*مربی ژاپن بعد از برد اول گفته بود که سروصدای تماشاگران ما را اذیت کرد. این در صورتی است که خود ژاپنی‌ها تماشاگران زیادی دارند که اتفاقاً سر و صدا هم می‌کنند.
می‌دانید مدل تشویق کردن‌ها فرق دارد اما تماشاگران ما فوق‌العاده هستند. من وقتی می‌بینم که پیرمرد 70 ساله به سالن آمده و با پرچم ایران در حال تشویق است، غیرتی می‌شوم. غرور من را می‌گیرد و تصمیم می‌گیرم برای اینکه جلوی آن پیرمرد شرمنده نشوم، بهترین بازی‌ام را انجام بدهم. این حس را نمی‌توانم توصیف کنم اما بعید می‌دانم که ژاپنی‌ها از این ویژگی‌ها داشته باشند.
*الان شرایط طوری شده که والیبال ایران خودش را از آسیا جدا کرده است. حالا ژاپنی‌ها در حسرت گرفتن یک ست از ایران هستند.
بهنام به من می‌گفت 10 سال پیش آرزویمان این بود که یک ست از ژاپن بگیریم. حالا شرایط تغییر کرده است. دقیقاً از آسیا جدا شده‌ایم. بازی با استرالیا را هم که باختیم من هنوز باورم نمی‌شود. البته من در آن مسابقه حضور نداشتم. وقتی ایران ست اول را برد، تلویزیون را خاموش کردم و گفتم که دیگر بازی تمام شده است و گرفتم خوابیدم. پس از چند ساعت همسرم به من گفت ایران به استرالیا باخت. فکر کردم دارد با من شوخی می‌کند. نمی‌دانم آنجا چه اتفاقی افتاده بود که بچه‌ها به استرالیا باخته بودند. ما استرالیا را از خواب بیدار می‌شدیم می‌بردیم. ما تغییر کرده‌ایم و این را بیشتر مدیون ولاسکو هستیم. او آمد کارهایی کرد که والیبال ما کاملاً عوض شد. دید همه نسبت به والیبال تغییر کرده است. ولاسکو اوایل حرف‌‌هایی می‌زد که ما در ابتدا آنها را قبول نمی‌کردیم اما هرچه زمان رو به جلو رفت، دیدیم که او راست می‌گوید.
*این کامل عوض شدن به ماندن ولاسکو در ایران ربط دارد؟ در حالی که هنوز مشخص نیست او می‌ماند یا نه.
امیدوارم که بماند. کار ما تازه شروع شده است. ورود به لیگ جهانی خیلی مهم است اما مهم‌تر از آن این است که در این لیگ ماندگار شویم. ما باید تلاش کنیم تا جزو شش تیم برتر باشیم. باید خود ولاسکو بماند و کارش را تمام کند. او برنامه‌ریزی بلندمدتی برای ما کرده است. نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد اما امیدوارم مسئولان او را در ایران نگه دارند. البته ما مربیان خوبی در ایران داریم اما اینکه بتوانند برنامه ولاسکو را ادامه بدهند، کمی سخت است. ما شام آخر را با ولاسکو خورده‌ایم و او رفته است. خدا کند که برگردد.
*البته خودش می‌گفت بهار که شد برمی‌گردم.
او ایران را دوست دارد. اما در اینجا مشکلات کوچکی دارد. الان ذهن بیشتر بچه‌ها درگیر رفتن یا ماندن ولاسکو است.
*تو در بازی با ژاپن جوگیر شده بود.
من؟ اصلاً این‌طور نیست. بچه‌ها هم می‌دانند.
*اما نحوه شادی کردنت نشان می‌داد تو جوگیر شده‌ای.
می‌دانی، داشتم تمام هیجاناتم راخالی می‌کردم. من حقم این بود که در تیم‌ملی بازی کنم و داشتم با خودم خوشحالی می‌کردم. همه بچه‌ها در بازی با ژاپن خوب بودند. من وقتی فیلم بازی را دیدم، متوجه شدم که آنها محو قدرت ایران شده‌اند. ژاپنی‌ها ترسیده بودند و نتوانستند بازی همیشگی خود را انجام بدهند.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-6-1391/IMAGE634835818906228088.jpg

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-6-1391/IMAGE634835818958176179.jpg


http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-6-1391/IMAGE634835818946944160.jpg

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-6-1391/IMAGE634835818941328150.jpg




گفت‌وگوی فارس با دروازه‌بانی که پدیده والیبال شد
محمودی: ولاسکو خوش‌شانس نیست، باهوش است/ از برادری با بهنام ضربه خوردم!

خبرگزاری فارس: پشت‌خط زن تیم ملی والیبال ایران گفت: عقیده من این است که ولاسکو بیشتر از اینکه خوش‌شانس باشد، باهوش است.

خبرگزاری فارس: محمودی: ولاسکو خوش‌شانس نیست، باهوش است/ از برادری با بهنام ضربه خوردم!

شهرام محمودی، پدیده 24 ساله تیم ملی والیبال ایران در رقابت‌های انتخابی زیرگروه لیگ جهانی با حضور در خبرگزاری فارس درخصوص مسائل، مشکلات و اتفاقات این رشته صحبت کرد.

محمودی که برادر کوچکتر بهنام محمودی، بازیکن سابق تیم ملی والیبال است و سابقه بازی در تیم‌های پایه فوتبال پیکان را دارد در رقابت‌های انتخابی لیگ جهانی به عنوان پدیده تیم ملی والیبال ایران شناخته شد و همین موضوع یکی از مهمترین علت‌های انجام مصاحبه با وی بود.

 

متن مصاحبه محمودی با فارس را در زیر می خوانید.

* می‌خواستم ثابت کنم خط خوردنم از تیم ملی اشتباه بود

پشت‌خط زن تیم ملی والیبال ایران درمورد رقابت‌های انتخابی المپیک اظهار داشت: تا آخرین روزی که تیم می‌خواست به رقابت‌های انتخابی المپیک عازم شود در اردو حضور داشتم، اما در نهایت با نظر ولاسکو از تیم ملی کنار گذاشته شدم؛ شاید در آن زمان جایگزین من بهتر از من بود و سرمربی تیم ملی دلایل خاص خودش را داشت. من تمام تلاشم را به کار گرفتم، اما نظر نهایی را سرمربی باید می داد و نظر وی هم کنارگذاشتن من بود. پس از این اتفاق نمی‌توانم کتمان کنم که ناراحت شدم؛ اما با صحبت‌هایی که بهنام، برادر بزرگترم با من کرد از فردای همان روز تمریناتم را شروع کردم. با خودم گفتم که آنقدر باید تمرین کنم و بهتر شوم که ثابت کنم خط خوردنم اشتباه بود. بعد از اردوی اولیه توانستم باردیگر به تیم ملی بازگردم.

* بهنام گفت فدای سرت!

وی افزود: از نظر آماری من با سایر هم پستی هایم تفاوت زیادی نداشتم، اما نظر سرمربی بر این بود که رضا قرا بهتر از من است و باید در تیم ملی حضور پیدا کند. شاید سبک بازی قرا به حریفان ایران در تورنمنت انتخابی المپیک نزدیک‌تر بود که ولاسکو وی را به من ترجیح داد.شخصیت من به‌گونه ای است که اصلا دوست ندارم بازنده باشم؛ روزی که من خط خوردم از نظر شخصیتی به من بر خورد! به خودم گفتم حتماً ضعیف کار کردی که بازیکن دیگری جایگزین تو شده است. وقتی داشتم پاسپورتم را از خوش‌خبر می گرفتم وی خطاب به من گفت: من مطمئنم تو می‌روی و یک روز با قدرت برمی‌گردی. تمام این صحبت‌ها تاثیرگذار بود؛ حتی وقتی آن روز به خانه رفتم بهنام آمد، کنارم نشست، دستش را به گردنم انداخت و گفت: فدای سرت! حالا می‌فهمی که باید بیشتر تمرین کنی تا خودت را به تیم ملی و سرمربی‌اش تحمیل کنی. چیزی که به این سختی به‌دست آورده‌ام را به راحتی از دست نخواهم داد. از این به بعد باید بیشتر تمرین کنم.

 

 

* اردوی اسلوونی به هماهنگ شدنم با سایر بازیکنان بسیار کمک کرد

بازیکن تیم ملی والیبال ایران با اشاره به برگزاری اردوی تدارکاتی در اسلوونی عنوان کرد: ولاسکو گفت برای لیگ جهانی 3 پشت خط زن آماده می‌خواهم و من هم بلافاصله پس از خط خوردنم تمریناتم را از سر گرفتم. تقریباً دو ماه با تیم تمرین کردم. اردوی اسلوونی خیلی خوب بود و کمک زیادی به من کرد و مهم‌ترین فایده‌اش بازی با تیم‌های سطح بالا بود. من در ترکیب تیم ملی بازی نکرده بودم و شرایط تیم ملی را نمی‌دانستم. اردوی اسلوونی فرصتی بود تا من با سایر بازیکنان بیش از پیش هماهنگ شوم.

* از اینکه برادر بهنام بودم ضربه خوردم!

شهرام که برادر کوچکتر بهنام محمودی، بازیکن سابق تیم ملی والیبال ایران است، در مورد این موضوع و فواید و مضرات آن می‌گوید: از بچگی الگوی من بهنام بود؛ متاسفانه از حدود 3 سال پیش که در لیگ خوب بازی کردم زیر سایه بهنام بودم. بهنام به عنوان برادر بزرگترم هیچ وقت به خودش اجازه نداد حتی به صمیمی‌ترین دوستش که حسین معدنی است راجع به من اظهار نظر کند. شاید می‌توانستم زودتر از اینها به تیم ملی دعوت شوم، اما برادر بهنام بودن ضربه زیادی به من زد! بهنام همیشه به من می گفت که آنقدر باید خوب باشم که کسی به برادر بزرگترم توجه نکند و من را برای شایستگی هایم انتخاب کند.

* خارج شدن از زیر سایه بهنام بسیار برایم سخت بود

پشت‌خط زن تیم ملی والیبال ایران ادامه داد: وقتی در مصر بودیم بهنام از طریق تلفن نکاتی را به من گوشزد کرد که وقتی آنها را انجام می‌دادم ولاسکو هم از من راضی می‌شد. تجربیات برادر بزرگترم در مجموع کمک زیادی به من کرد، اما خارج شدن از زیر سایه بهنام برایم بسیار سخت بود. در مجموع می‌توانم بگویم که برادر بهنام بودن ابتدا برایم بسیار سخت بود، اما در شرایط کنونی خیلی برایم مفید است.

* شرایط مصری‌ها برایم عجیب بود

محمودی در خصوص شرایط بازی با مصر در چارچوب رقابت‌های انتخابی لیگ جهانی گفت: شرایط برای بازی با مصر اصلا مساعد نبود. چند ساعت در فرودگاه معطل شدیم، روز اول سالن تمرین ندادند و...

در بازی هم شاهد بودیم که سعید معروف بخاطر چسبندگی زمین مسابقه پایش پیچ خورد؛ من تاکنون در ایران و در لیگ خودمان که برخی از شهرستان‌ها شرایط مناسبی ندارند هم، چنین شرایط نامساعدی را ندیده بودم! شرایط مصری‌ها خیلی برایم عجیب بود، اما هر قدر اوضاع بدتر می‌شد بازیکنان مصمم‌تر می‌شدند که مصر را شکست دهند. می‌خواستیم در دو بازی 3 بر صفر برنده باشیم تا به مصری‌ها ثابت کنیم که شکست دوره گذشته تنها یک اتفاق بود.

محمد موسوی و سعید معروف در آن شرایط بسیار به من کمک کردند. بازی که شروع شد بسیار خوب بازی کردیم و به مصری‌ها ثابت کردیم که قدرت والیبال ما از آنها بیشتر است.

* ولاسکو با وجود بیماری به خودش اجازه نمی‌داد استراحت کند

محمودی در مورد بیماری ولاسکو و تاثیرات آن روی روند آماده‌سازی تیم اظهار داشت: ولاسکو خیلی تلاش می‌کرد که بیماری‌اش را از ما پنهان کند، اما از ظاهرش کاملا مشخص بود که حال خوبی ندارد. در برخی از جلسات تمرین، حتی وقتی حالش خیلی بد می‌شد هم به خودش اجازه نمی داد برود و استراحت کند، بلکه می‌ماند و تمرین را زیر نظر می‌گرفت. همین که بازیکنان می‌دیدند ولاسکو با این شرایط در تمرینات حاضر می‌شود تمام تلاش خود را به کار می گرفتند که بهترین عملکرد را داشته باشند تا حداقل ولاسکو از تمرین بد بازیکنان ناراحت نشود.

 

 

* قدرت ایران اجازه خودنمایی به ژاپن نداد

وی با اشاره به بازی تیم‌های ایران و ژاپن خاطرنشان کرد: در ایران و در رقابت‌های لیگ تماشاگر زیاد دیده‌ بودم، اما وقتی برای بازی با ژاپن وارد رختکن  شدیم و قصد عوض کردن لباس‌هایمان را داشتیم احساس کردم سقف در حال فروریختن است. وقتی وارد سالن شدیم هم همه مات مانده بودند و تماشاگران را نگاه می‌کردند و جو خوبی بود. ابتدا برای خودمان هم سخت بود، اما کم‌کم فشار تماشاگران روی ژاپنی‌ها بیشتر شد و می‌شد استرس را در چهره آنها دید. برای من به عنوان اولین بازی ملی‌ام در ایران این تعداد تماشاگر خیلی عجیب و سخت بود، اما سعی کردم به نکات مثبت فکر کنم و با شرایط هماهنگ شدم.

ژاپن همیشه ژاپن است؛ برخی از منتقدان می‌گفتند ژاپن ضعیف شده، اما به نظر من اینگونه نیست و حتی در برخی از لحظات شاهد بودیم از ایران پیش می‌افتادند. معتقدم قدرت ایران موجب شد که ژاپنی‌ها نتوانند مانند همیشه بازی کنند. با آنالیز دقیقی که از ژاپنی‌ها داشتیم و با فشار تماشاگران اجازه خودنمایی به حریف را ندادیم.

* همیشه به هدف‌های بزرگ فکر می‌کنم

وی افزود: تاکنون به این فکر نکرده‌ام که اگر به لیگ جهانی نمی‌رفتیم چه اتفاقی رخ می‌داد؛ سعی کردم همیشه به نکته مثبت این موضوع فکر کنم، چراکه همیشه به هدف‌های بزرگ فکر می‌کنم. سعی می‌کنم فکر‌های منفی را از خودم دور کنم، چراکه هرچقدر به نقاط منفی فکر کنیم اثرات منفی بیشتری هم دارد. باید نگاه‌مان مثبت باشد و چون بازیکنان تیم ملی والیبال، همه می‌دانستند که می‌توانند به لیگ جهانی صعود کنند هیچ وقت به عدم صعود ایران به لیگ جهانی فکر نکردند.

* مشکل سربازی، بازی در لیگ ایتالیا را از بر‌خی‌ها گرفت

بازیکن تیم والیبال کاله آمل در مورد مبلغ قراردادش در فصل گذشته تصریح کرد: پولی نگرفته‌ام! شاید از بازیکنان درجه دو فوتبال هم کمتر گرفته‌ام. درآمدم در سال حدود 100 میلیون است. مبالغ کلانی که می‌گویند والیبالی‌ها ثبت می‌کنند برای تعداد کمی از بازیکنان است که آن را هم به بازیکنان ندادند.

بازیکنان از تیم‌های خارجی هم پیشنهاد داشتند؛ برای مثال سیچلو که می‌خواهد در ایتالیا مربیگری کند می‌خواست من، غفور، قائمی و میرزاجانپور را با خود ببرد، اما فدراسیون اعلام کرد به دلیل مشکلات سربازی این بازیکنان نمی‌توانند از کشور خارج شوند.

* در تیم فوتبال پیکان بازی می‌کردم، اما عاشق والیبال بودم

وی افزود: من هیچوقت دوست نداشتم فوتبالیست شوم. هیچ وقت برای من ملاک پول نبوده است؛ باید شرایط را در نظر گرفت. جو فوتبال هیچ وقت با والیبال قابل مقایسه نیست. من چند سال پیش دروازه‌بان تیم فوتبال نوجوانان پیکان بودم و هم فوتبال بازی می‌کردم و هم والیبال، اما از بچگی عاشق والیبال بودم.

* ولاسکو خوش‌شانس نیست؛ باهوش است

بازیکن تیم ملی والیبال ایران در خصوص اینکه برخی‌ می‌گویند ولاسکو خوش‌شانس است، عنوان کرد: عقیده من این است که ولاسکو بیشتر از اینکه خوش‌شانس باشد، باهوش است. وی به هر کاری که می خواهد انجام بدهد فکر می‌کند. اگر ولاسکو خوش‌شانس بود تیم ملی به المپیک راه پیدا می‌کرد. او برای تمام کارهایش برنامه‌ریزی و تفکر دارد.

سطح والیبال ایران با لهستان قابل مقایسه نیست؛ لهستان همیشه در جمع تیم‌های مطرح دنیا قرار داشت، اما ایران این شرایط را نداشت. ورزش اول لهستان والیبال است. آنها بسیار بالاتر از ایران هستند و فکر می‌کنم ولاسکو موفق‌تر از آناستازی بود، چون ایران را برای نخستین‌بار وارد لیگ جهانی کرد. من حضور در لیگ جهانی را در خواب می‌دیدم و به ولاسکو هم گفتم که من این صحنه‌ها را در خواب می‌دیدم. ولاسکو به روند رو به رشد والیبال ایران بسیار کمک کرد.


+نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت03:08 ب.ظ توسط ترانه | نظر یادت نره |