تبلیغات
دنیایه زیبایه من - داستان طنز

دنیایه زیبایه من

زندگیه زیبا و عاری از هرگونه زشتی و بدی حقه همه ماست.

ملا نصرالدین همیشه اشتباه می‌كرد :


ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌كرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند.

دو سكه به او نشان می‌دادند كه یكی شان طلا بود و یكی از نقره.

اما ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سكه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد.

تا اینكه مرد مهربانی از راه رسید و از اینكه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد.

در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار.

اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند.

ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هایم.

شما نمی‌دانید تا حالا با این كلك چقدر پول گیر آورده‌ام



+نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت08:38 ب.ظ توسط ترانه | نظر یادت نره |